شیــــل

نگاهی به دنیای سیاست، فرهنگ و ادبیات

بی‌خیالی

:در مقدمه‌اش نوشته بود

«این داستانْ دروغ است؛ اگر باور نداری کتاب را ببند و سرجایش بگذار»

.پسرک باور نداشت، کتاب را بست و سرجایش در قفسه‌ی کتابخانه گذاشت و دیگر هم سراغش نرفت

.

.

.

«بی‌خیالی»

حسن علیزاده

عکس از مجموعه‌ی

Arno Rafael  Minkkinen, Finnish American 1945

  • ۱ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • دوشنبه ۱ بهمن ۹۷

    ناگازاکی

    زمین بازی بیرون شهر در یک روز نه‌چندان گرم تابستان. مردی حدوداً سی ساله با کلاه، کت کتان و ساعت مچی که احتمالاً ۱۱ را نشان می‌دهد، با نگاهی بی‌روح در چشمانش، کودکی را بر روی تاب هل می‌دهد. کمی آن سوتر دوقلوهایی به دنبال یکدیگر می‌دوند. مادرشان با سبدی در دست کناری ایستاده و چشمان بی‌قرارش را به دوردست‌ها دوخته؛

    آن‌جا که دود سفید قارچی شکل عظیمی، بزرگ و بزرگ‌تر می‌شود.

    پنج شنبه نهم اوت 1945

    .

    .

    .

    «ناگازاکی»

    حسن علیزاده

    نوشته شده در ۲۸ دی 1397

    عکس برداشت شده از سایت artnet.com

  • ۲ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • شنبه ۲۹ دی ۹۷

    میعاد در سپیده‌دم


    دوستی بهم می‌گفت: «بیشتر کتاب‌هایی که خریده می‌شن تا مدت‌ها در قفسه‌ی کتابخونه‌ها جا خوش می‌کنن تا اینکه دستی برسه و برشون داره واسه خوندنچندی پیش کتابخانه‌ام را می‌خواستم تروتمیز کنم که متوجه کتابی شدم به قلم رومن گاری. تازه یادم افتاد که چند سال پیش نقدی از این کتاب خوانده و خوشم آمده بود، بنابراین خریده بودمش، ولی تا مدت‌ها حتی یادی ازش نکرده بودم. معمولاً زندگی‌نامه‌ها موضوعاتی لذت‌بخش برای خواندن‌ هستند ولی چیزی که این کتاب را جذاب‌تر از سایر کتاب‌های زندگی‌نامه‌ای می‌کند حس رهایی خاصی است که در بندبند کتاب به خواننده منتقل می‌شود. رومن گاری به هیچ عنوان در بند این نبوده که ترتیب زمانی زندگی خودش را برای نوشتن رعایت کند. درواقع وقتی تا حدود یک سوم کتاب را می‌خوانید، متوجه می‌شوید که زندگی‌نامه رومن گاری از مجموعه‌ای داستان کوتاه تشکیل شده که آغازی دارد و پایانی؛ البته گاه این آغاز به بخش یا بخش‌های پیش از خود هم ناخنکی می‌زند؛ ولی همچنان ماهیت مستقل خودش را حفظ می‌کند.

  • ۱ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • چهارشنبه ۲۸ آذر ۹۷

    عشق و سیاست

    هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتنِ خود برنخاست

    که من به زندگی نشستم! (شاملو)

    ...

    داستان‌های بسیاری به زبان فارسی و دیگر زبان‌ها به موضوع عشق در پس‌زمینه‌ای از وقایع اجتماعی و سیاسی پرداخته‌اند، از آنا کارنینای تولستوی گرفته تا تهران مخوف مشفق کاظمی و یا بربادرفته مارگارت میچل. در تمامی این داستان‌ها با پی‌رنگی از روابط درونی انسان‌ها با محوریت یک زن و یک مرد در مواجهه با حوادث آن برهه‌ی خاص از جامعه روبه‌روییم. برای نقد این نوع داستان‌ها با توجه به نوع نگاه منتقد، بخشی از روایت داستانی پررنگ‌تر می‌شود، ازجمله بُعد سیاسی و جامعه‌شناسانه قضیه، بُعد عاشقانه و یا کشاکش این دو؛ بااین‌حال آنچه کتابِ دکتر نون، زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد از دیگر داستان‌های این رده متمایز می‌کند، فن روایتی خاصی است که شهرام رحیمیان هوشیارانه برای روایت خود برگزیده است.

  • ۰ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • چهارشنبه ۱۶ آبان ۹۷

    تنهایی

    تلویزیون همیشه در خانه‌اش روشن است؛ ولی بیشتر اوقات میلی به تماشایش ندارد. همین‌که برنامه‌ی جالبی شروع می‌شود با هیجان می‌گوید: «فریده اینو ببین»

    سر می‌چرخاند. کسی نیست. لبخند همسرش در قاب عکس کنار کاناپه تنهاترش می‌کند.

    .

    .

    .

    «تنهایی»

    حسن علیزاده

    نوشته شده در 12 مهر 1397

    تصویر elisabeth allan از مجموعه هنری bull clarence sinclair 1934 

  • ۲ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • جمعه ۱۳ مهر ۹۷

    زیباکلام اینجا، زیباکلام اونجا، زیباکلام همه‌جا!

    پیش از هر چیز و برای مبرا کردن نوشته از هرگونه شائبه‌ای، می‌بایست خاطرنشان کنم که بله درست حدس زدید. عنوان این جستار یادآور شخصیت کارتونی مشهور و البته دوست‌داشتنی چند دهه پیش به نام «زبل خان» است. اگر در ذهنتان این جمله یعنی زبل خان اینجا، زبل خان اونجا، زبل خان همه‌جا تداعی شده، مشکلی ندارم، شاید چون در ذهن من هم همین‌طور بوده. زبل خان یک شکارچی همیشه شکست‌خورده بود که در پیش‌بینی رفتار شکارهایش اشتباه می‌کرد، بااین‌وجود چیزی که زبل خان را زنده نگه می‌داشت و پیش می‌برد روحیه ریسک‌پذیر و اعتمادبه‌نفسش بود. خودشیفته هم بود؟ بله مسلماً دوستانی که با این شخصیت فرهیخته کارتونی زمان نه‌چندان دورمان آشنا هستند نیک می‌دانند که شخصیت‌پردازی زبل خان بر پایه صحبت‌های خودستایانه‌اش شکل گرفته بود.

  • ۱ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • پنجشنبه ۲۲ شهریور ۹۷

    رهایی از بند گوشی!

    چند وقتی بود که حس می‌کردم نه‌تنها بیش‌ازاندازه از اپلیکیشن های جورواجور گوشی‌ام استفاده می‌کنم، بلکه این روند بازده درخوری هم برایم نداشته جز داغ شدن گوشی و البته وارد شدن استرس بی‌جا به خودم! بنابراین در این نوشتار سعی می‌کنم تا به شکلی خلاصه و با توجه به تجربه‌ی شخصی، راه‌هایی آسان و البته کاربردی به جهت استفاده‌ی بهینه از اینترنت و تلفن همراه (موبایل) ارائه کنم.

    نکته‌ای که می‌بایست در همین ابتدا خاطرنشان سازم این است که آگاهی به معنای مطلع شدن از ریز تمام وقایع نیست. بگذارید مثالی عرض کنم؛ مذاکرات مربوط به توافق هسته‌ای (برجام) را همه‌تان به یاد دارید، انبوهی از خبرهای ریزودرشت از کانال‌های تلویزیون داخلی و خارجی گرفته تا روزنامه، سایت و اپ‌های خبری، کانال‌های تلگرامی، فیس‌بوک، توییتر و اینستاگرام به رویمان سرازیر می‌شد. خب این توافقنامه به امضای طرفین رسید و از نوع لباس پوشیدن‌های کاترین اشتون و موگرینی گرفته تا شکستگی پای جان کری، همه و همه را می‌دانستیم و اکثریت جامعه هم سرمست از رسیدن به توافق؛ ولی چه کسی می‌توانست سیر وقایع بعدی را تحلیل کند؟

  • ۱ پسنديدم
  • ۱ نظر
    • حسن علیزاده
    • شنبه ۳ شهریور ۹۷

    Just read، افزونه‌ای جهت مطالعه‌ی آنلاین آسان‌تر

    از طریق مرورگر لپ‌تاپ یا رایانه‌ی رومیزی‌تان می‌خواهید متن بلندی را از سایت یا وبلاگی بخوانید، مطلب موردعلاقه‌ی شماست و می‌خواهید آن را با حواس جمع و تمرکز مطالعه کنید. در اطراف نوشته پرشده از تبلیغات رنگ‌ووارنگ، چندتایی را با افزونه‌های ویژه برای مسدودسازی تبلیغات غیرفعال می‌کنید، چند باری هم صفحه بازآوری (refresh) می‌شود، برخی از تبلیغات جایگزین شده‌اند و برخی هم از بین نمی‌روند، هم زمانی از فعالیت مفید شما هدررفته و هم از تمرکز و علاقه‌ای که برای خواندن آن متن داشتید کاسته شده است، خب راه‌حل چیست؟

  • ۲ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • يكشنبه ۲۱ مرداد ۹۷

    وبلاگ نویسی در عصر شبکه‌های اجتماعی

    در هیاهوی شبکه‌های گوناگون اجتماعی همچون توییتر، اینستاگرام، اسنپ چت و البته فیسبوک برای قدیمی‌ترها! چطور می‌توان وبلاگی ماند و وبلاگی نوشت. به نظرم در گام نخست باید با خودمان روراست باشیم، بدین معنا که نگاهمان ایدئال‌گرا نباشد. در نگاه ایدئال‌گرا از زمان حال و جنس تعامل مصرف‌کنندگان محتوا در فضای مجازی عقب می‌مانیم زیرا چنانچه به روند این تعامل بنگریم به‌روشنی درمی‌یابیم که چه در بُعد سخت و چه نرم دچار دگرگونی شده است. از بُعد سخت به‌جای وب گردی از طریق پی‌سی‌ها (رایانه‌های رومیزی) و یا کافی‌نت‌ها به سمت گوشی‌های همراه (موبایل) و تبلت‌ها پیش رفته‌ایم و البته در همین برهه نیز چندی است که به گوش می‌رسد میزان تقاضا برای خرید تبلت بسیار دچار افت شده و اندازه صفحه‌نمایش گوشی‌ها بزرگ‌تر. در بعد نرم هم می‌توانیم مصرف‌کنندگان را ازنظر زمانی و همچنین مطالبه‌ای که از خوراک فضای مجازی دارند بنگریم. 

  • ۱ پسنديدم
  • ۱ نظر
    • حسن علیزاده
    • جمعه ۱۹ مرداد ۹۷

    معرفی و نقد کتاب: حرمسرای قذافی

    چندی پیش کتاب «حرمسرای قذافی» را خواندم؛ این کتاب نوشته‌ی خانم آنیک کوژان روزنامه‌نگار مجله لوموند فرانسه است که طی سال‌های پس از انقلاب در لیبی (بهار عربی بخوانیدش یا بیداری اسلامی چندان فرقی نمی‌کند) به آن کشور سفر کرده و در ملاقات‌های بی‌شمارش با واقعیتی تلخ و به‌واقع کمتر باورپذیر از روابط و نوع کنش رهبر این کشور «معمر قذافی» با مردم کشورش روبه‌رو می‌شود. کتاب از دو بخش تشکیل‌شده که بخش نخست با محوریت سرگذشت ثریاست؛ یکی از دخترانی که از سن نوجوانی بی‌رحمانه مورد خشونت و سوءاستفاده جنسی و روحی معمر قذافی قرارگرفته و طی چندین سال پس‌ازآن همواره هویت خود را در کشاکش این تجاوز تعریف کرده است. شاید بتوان گفت سه شخصیت اصلی این کتاب ثریا، قذافی و مبروکه باشند. مبروکه یکی از زیردستان قذافی و به عبارتی رئیس واحد تشریفات وی بوده که گویا وظیفه‌ی اصلی‌اش فراهم آوردن دختران و زنان (بهتر است بگوییم شکار طعمه) مدنظر رهبر خویش (قائد اعظم) به جهت سوءاستفاده‌های جنسی و همین‌طور بهره‌برداری در مواردی چون سیاسی یا اجتماعی بوده است. در بخش دوم کتاب از دیگر قربانی‌های قائد اعظم می‌خوانیم، و سرنوشت ثریا در کنار دیگر قربانیان با نام‌هایی چون خدیجه و لیلا قرار می‌گیرد.

  • ۳ پسنديدم
  • ۱ نظر
    • حسن علیزاده
    • پنجشنبه ۱۱ مرداد ۹۷