شیــــل

نگاهی به دنیای سیاست، فرهنگ و ادبیات

درختان زیتون

شب بود، تاریک‌ترین ساعت شب. هرکداممان به دلیلی از خانه و کاشانه‌ی خود بار سفر بسته بودیم. خوب یادم نیست 11 بود یا 12 که به مرز رسیدیم، لحظه‌ای ایستادیم و به پشت سرمان نگاه کردیم، جز تاریکی هیچ نبود، و البته زوزه‌ی خسته‌ی بادی که وحشت‌زده از میان جنگل خودش را به مرز می‌رسانید. مرد راهنما گفت: «کمی درنگ کنید.» هرگز نفهمیدم چرا. ایستادیم، ناخودآگاه چشمانمان را هم بستیم، از خستگی بود یا بی‌خوابی، نمی‌دانم. هرچه بود کمی بعد سپیدی برف را روی درختان زیتونی که با موسیقی باد به رقص درمی‌آمدند دیدیم، جای پاهایمان را دیدیم که گاه نزدیک به هم و گاه بافاصله روی برف‌ها خودنمایی می‌کرد، پشت سرمان خاطراتمان را دیدیم، پدران و مادرانمان، تقلاها و مبارزه‌هایمان را. همه گریستیم ...

برخی از مرز رد شدند، برخی هم مثل من نتوانستند، ماندند و دل به نجوای باد لابه‌لای همان درختان زیتون دادند.

...

درختان زیتون

حسن علیزاده، نوشته شده در 15 خرداد 1397

الهام گرفته از متن «عتیق رحیمی» در کمره و کابل

عکس برگرفته از سایت: https://www.pataka.org.nz/

  • ۱ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • پنجشنبه ۷ تیر ۹۷

    پاریس، بدون بازگشت

    «­­شاید باور کنی شاید هم نه، این داستان دروغ نیست، من خودم را کشتم»

    پله‌ها را باعجله دوتایکی کردم تا به آن اتاق برسم، در باز شد، نگاه خیره‌ی صادق مثل همیشه به هیچ بود، راست یا دروغ داستان چه فرقی می‌کند، می‌گفت: «خسته هستم» نگاهش کردم، نگاهم کرد، گفتم بالاخره کار خودت را کردی؟ جوابی نداد، هنوز هم باورم نمی‌شود، سرتاپای جنازه را برانداز می‌کنم، انگار با من حرف میزند؛ مثل همین دیروز که از درون آینه به من خیره شده بود، به خودم، قبل از اینکه پنجره‌ها را ببندم، شیر گاز را بازکنم و روی همین تخت بخوابم، می‌گفت:

    «­­شاید باور کنی شاید هم نه، این داستان دروغ نیست، من خودم را کشتم»

    .

    .

    .

    «پاریس، بدون بازگشت»

    حسن علیزاده

    نوشته شده در اول اسفند 1396

  • ۱ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • جمعه ۱۴ ارديبهشت ۹۷

    دو تا دروغ، یکی راست

    «اول اینکه رضایتم به ازدواج از روی اجبار خانواده بود؛ ولی خب بعد، از تو خوشم آمد!

    دوم اینکه فرزندمان از تو نیست، البته مایل نیستم بیشتر این مسئله را باز کنم!

    و سوم اینکه هنوز هم به‌مانند اولین باری که دیدمت عاشقت هستم.

    خب، حالا بگو کدام راست است و کدام دروغ؟»

    مرد فکر می‌کرد به تمام ریزه‌کاری‌های بازی همسرش آشناست، دستی بر ریش کم‌پشتش که به سفیدی گراییده بود کشید، پوزخندی زد و همین‌طور که از پشت میز ناهارخوری برمی‌خاست تا برای خودشان چای بریزد با اطمینان خاطری مثال‌زدنی گفت: «اولی و دومی دروغ، سومی راست»

    لیوانِ چای داشت لبریز می‌شد که از پشتِ سر، صدای توأم با شیطنت همسرش آمد:

    «بازهم باختی ...»

    .

    .

    .

    «دوتا دروغ، یکی راست»

    حسن علیزاده

    نوشته شده در 28 بهمن 1396

    عکس از مجموعه هنری Bruce Davidson

  • ۱ پسنديدم
  • ۲ نظر
    • حسن علیزاده
    • يكشنبه ۲۹ بهمن ۹۶

    وقتی همه خوابیم

    خواب دیدم خانواده‌ام یک‌به‌یک پیش چشمانم غرق می‌شوند و از من کاری ساخته نیست، چشم که باز کردم همان‌ها را دیدم که بر کنار کشتی‌ام گل پرتاب می‌کنند و اشک می‌ریزند، هنوز نمی‌دانم این خواب است یا آن!

    .

    .

    .

    «وقتی همه خوابیم»

    حسن علیزاده

    تقدیم به شهدای نفتکش سانچی

  • ۲ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • سه شنبه ۳ بهمن ۹۶

    وقتی درختان راه رفتند

    احمق‌ها تصورش را هم نمی‌کردند روزی درختان راه بروند، اما حرکت آغاز شده بود.

    .

    .

    .

    «وقتی درختان راه رفتند»

    حسن علیزاده، نوشته شده در 20 دی ماه 1396

    عکس از David Turnley مجموعه‌ی In times of War and Peace

  • ۰ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • شنبه ۳۰ دی ۹۶

    چریک

    شب بود، سرد بود، پاییز یا زمستانش مهم نیست، جنگ بود، سربازان به خانه‌مان پا گذاشتند، پدرم ما را از خواب بیدار کرد و به حیاط پشتی برد. در بازگشتش صدای تیر آمد، صدای جیغ مادرم، خواهرم از زیرِ آبِ سردِ مردابی که درش قدم گذاشته بودیم دستم را فشار می‌داد، صدای تیر دوم لابه‌لای دندان‌هایم که به هم ضربه می‌زدند گم شد.

    پدرم چریک بود، مادرم آموزگار، خواهرم پرستار شد، برادرم سرباز، و من چریک ...

    ...

    «چریک»

    حسن علیزاده، نوشته شده در 17 دی ماه 1396

    عکس از مجموعه‌ی "Sally Mann “Immediate Family

  • ۱ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • شنبه ۳۰ دی ۹۶

    سلول تنهایی من

    ساعت 5 عصر روز سه‌شنبه؛

    صدای قدم‌هایی را می‌شنوم که مثل هر روز در همین ساعت آرام آرام به سلولم نزدیک می‌شوند، در باز می‌شود و زنی با موهای بلوند، با بی‌تفاوتی هر روزه‌ای رو به دیگران می‌کند: «140 سال پیش، در همین سلول، مردی که به جرم توهین به پادشاه به حبس ابد محکوم شده بود، با شنیدن خبر خودکشی همسرش، خودش را حلق‌آویز کرد. ...»

    «سلول تنهایی من»

    حسن علیزاده

  • ۰ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • شنبه ۳۰ دی ۹۶

    وقتی دلقک مرد

    تماشاگران در سکوت چادر نمایش را ترک می‌کردند، بازیگران هر چه در چنته داشتند نشان داده بودند؛ ولی کسی نخندید. سگ پاکوتاه مضحکی آرام زوزه می‌کشید، پرچم‌های رنگارنگ اطراف سیرک نای تکان خوردن نداشتند، دیگر همه می‌دانستند دلقک برنمی‌گردد، دلقک مُرده بود.

    ...

    «وقتی دلقک مُرد»

    حسن علیزاده

    نوشته شده در 18 مرداد 96

  • ۱ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • شنبه ۳۰ دی ۹۶

    همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان در ترازوی حقوق بین‌الملل

    در این نوشتار کوتاه به برخی از پرسش‌ها پیرامون جدایی‌طلبی یک جانبه در حقوق بین‌الملل پاسخ می‌دهیم.

    ...

    سؤال: دیدگاه حقوق بین الملل درمورد برگزاری همه پرسی های استقلال طلبانه چیست؟

    پاسخ: از دید حقوق بین الملل تصمیم به برگزاری و یا عدم برگزاری همه پرسی و هرگونه نظرخواهی عمومی دیگر درمورد جدایی یا استقلال در چارچوب حقوق داخلی دولت ها قرار داشته و حقوق بین الملل نسبت به قانونی بودن آن ها اظهار نظری ندارد. (با توجه به اظهارنظر جدید سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه در باب مشروعیت این همه پرسی قابل ذکر است که از دید حقوق بین الملل مشروعیتِ عملی با قانونی بودن آن متفاوت است، برگزاری همه پرسی برای نیل به خواست های مشروع و از سوی گروه هایی که حقوق بشر را رعایت می کنند، می تواند مشروع قلمداد گردد.)

     

    سؤال: آیا پیرو موازین حقوق بین الملل افراد یا جمعیت ساکن در محلی می توانند ادعای جدایی طلبی داشته و نسبت به ایجاد کشوری جدید اقدام نمایند؟

  • ۲ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • چهارشنبه ۵ مهر ۹۶

    تحریم تحریم و باز هم تحریم

    آیا تحریم‌های جدید کنگره در صورت تصویب نهایی و امضای ترامپ، با تعهدات آمریکا وفق برجام مغایر است؟

    ....

    برای پاسخ به این سوال می توان هم به متن برجام رجوع کرد و هم با توجه به اصول تفسیری همچون اصول حسن نیت، معانی متداول کلمات و اصطلاحات (با توجه به زمان کاربرد آن ها) و همین طور سیاق کلمات که با توجه به متن معاهده (اعم از مقدمه، مفاد و ضمائم آن) و نیز توافقات صورت گرفته پس از آن و همچنین رویه عملی دولت ها در جهت اجرای آن معاهده (توافق یا هر نام دیگری) به تفسیر مفاد آن معاهده اقدام نمود. با این همه می بایست توجه داشت که در هر شرایطی، متن معاهده اساس کار بوده و در بررسی متن معاهده نه معنای لفظی کلمات بلکه روش عملی آن مدنظر قرار می گیرد.

  • ۰ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • شنبه ۲۷ خرداد ۹۶