شیــــل

نگاهی به دنیای سیاست، فرهنگ و ادبیات

اولین شب در آشویتس

بالای تپه که رسید خورشید لحظاتی پیش از پشت خانه‌های روستای زادگاهش، طلوع کرده بود. خواست به همسرش اریحا و فرزندانش، الیاس، بنیامین و بنیا بگوید که رسیدیم، تمام شد، همه‌چیز تمام شد، ترس‌هایمان، ناامنی‌ها، شکارچی‌های یهود، همه‌چیز، ولی وقتی برگشت خانواده‌اش را در میان باتلاقی دید که دست‌وپا می‌زدند، فریاد می‌کشیدند ولی صدایی از دهانشان بیرون نمی‌آمد. خواست کمکشان کند، پاهایش تکان نمی‌خورد، خودش هم آرام‌آرام در همان باتلاق فرومی‌رفت. توان فریاد کشیدن نداشت، هرچه بیشتر دست‌وپا می‌زد بیشتر در زمین فرومی‌رفت.

صدایی از پشت سرش شنید، دستی برای کمک به طرفش دراز شده بود

-  «بیدار شو رفیق، هی هادان، بیدار شو، تازه شب اولت تو آشویتسه ...»

...

«اولین شب در آشویتس»

حسن علیزاده

نوشته شده در 12 اسفند 95

عکس از مجموعه هنری Irving Penn

  • ۰ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • شنبه ۱۴ اسفند ۹۵

    موشک دهلاویه یا اُسکار اصغر فرهادی

    موشک دهلاویه یا اُسکار اصغر فرهادی؟

    مسأله این است ...

    بی صبرانه خبر ساعت سیزده شبکه خبر را در انتظار سخنی از مراسم اسکار و برنده شدن فیلم ایرانی به کارگردانی اصغر فرهادی دنبال می کنم، با خود می اندیشم هنر در کجای اولویت های صداوسیمایی که از بدِ حادثه نام ملی را نیز با خود یدک می کشد؛ قرار دارد. خبرهایی درباره ی افتتاح طرح جدید اسکناس هزار تومانی، چند پروژه ی تحقیقاتی دست چندم از برخی پژوهشگران برای تولید سموم و آفات گیاهی، پرتاب موشک ضد زره دهلاویه و اصابت موفقیت آمیز آن به هدف از پیش تعیین شده، صحبت های ریاست محترم قوه قضائیه در جمعی از مدیران این قوه درباب لزوم پرهیز از بداخلاقی های پیش از انتخابات و نیز بایستگیِ شناخت دشمن در تمامی عرصه ها، و بالأخره خبری کوتاه به همراه گزارشی گزینش شده (شما بخوانید سانسور شده!) از اسکار فیلم فروشنده به کارگردانی اصغر فرهادی!

    در حالی که میلیون ها ایرانی از دریافت دومین اُسکار نه تنها برای شخص اصغر فرهادی بلکه برای فیلمی ایرانی در مهم ترین رویداد سینمایی جهان شادمان اند، صداوسیما کمترین توجه و بازتاب را نسبت به این واقعه از خود نشان داده است. خبر ساعت سیزده ظهر از شبکه خبر را که شاید بتوان مهم ترین خبر مشروح نیمروزی این شبکه نامید، تنها به ذکر چند جمله از مراسم اسکار بسنده کرده و آن هم با ادبیات غالب در بزرگنمایی سیاست های ضد مهاجرتی دونالد ترامپ. این در حالی است که در دیگر برنامه های تولیدی این رسانه که همواره از کمی بودجه نیز نالان است؛ نه همراهی با فرهنگ و هنر جامعه و بالاخص سینما بلکه نوعی رویارویی و جبهه گیری را شاهدیم. مثال بارز این مواجهه را می توان در برنامه نقد سینمایی هفت به مجری گری بهروز افخمی و کارشناسی مسعود فراستی دید.

  • ۰ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • دوشنبه ۹ اسفند ۹۵

    فاصله ها

    «دستام بوی ملیحه رو میده، نمی‌خوام بشورم عطرش بره» بغض گلوی ملیحه رو گرفته بود، ادامه داد: «اینو یه شب که باهم بحثمون شده بود بهم گفت، پشت تلفن می‌گفت: «تو هیچی نمیدونی، نمیدونی وقتایی که از هم جدا میشیم تا مدت‌ها نگات می‌کنم، نمیدونی که تو رو بخاطر تنهاییام نخواستم، تو رو واسه خودت واسه تموم خنده‌هات خواستم، هیچ‌وقت نفهمیدی که چه سنگینی‌ای رو دلم بود، که ای کاش رو شونه‌هام بود ...» وای ازین ناراحتم که نشناختمش، ازین ناراحتم که دیر شناختمش» بغض اَمونشو بریده بود، همیشه پیشم راحت بود، خودش میشد، یه دختر شیطون و یخورده هم بی ملاحظه. بهش گفتم: «بااینکه سه سال هم‌خونه‌ایش بودمو می‌شناختمش که چقدر وسواس داره اما هیچ‌وقت خودش بهم نگفت چرا روزایی که با تو قرار داشت، وقتی برمی‌گشت خونه دستاشو نمی‌شست» سرشو رو شونه‌هام گذاشت، اشک‌هاش آروم آروم سُر می‌خوردن رو پوست شیری رنگ صورتش که تو هوای سرد پاییزی شهوت‌انگیزتر شده بود، زیاد اهل آرایش نبود، از همینش خوشم میومد، یه جورایی انگار خودش می‌دونست خوشگله، خب منم واسش کم نمی‌ذاشتم، منظورم محبت کردنه. بهش گفتم: «گشنت نیست؟» گفت «نه اشتها ندارم»، پارک ساعی زیادی خلوت بود، پرنده پر نمی‌زد، ملیحه بهم تکیه داده بود، بهش گفتم: «فکر میکنی کارمون اشتباه بود؟» چیزی نگفت، بعد از چند لحظه سکوت انگار چیزی به ذهنش رسیده باشه یهو کمر راست کرد بهم زل زد: «باهام ازدواج میکنی؟»

  • ۱ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • چهارشنبه ۴ اسفند ۹۵

    پیش بینی انقلاب 57 از سوی نیکیتا خروشچف

    دهم اوریل 1961، نیکیتا خروشچف (رهبر شوری پس از استالین) در پاسخِ «والترلیپمن» گزارشگر مشهور آمریکایی گفته بود که:
    «ایران به خاطر رژیم شاه در آینده‌ای نه‌چندان دور انقلاب را تجربه خواهد کرد و مردم ایران از این فساد رنج می‌برند.»
    خروشچف اعتقاد داشت که آمریکا با همه‌ی فشاری که به رژیم شاه برای انجام اصلاحات دموکراتیک وارد می‌کند، بازهم نمی‌تواند از وقوع انقلاب ایران جلوگیری کند.
    زمانی که جان اف. کندی از محتوای این مصاحبه با خبر شد سعی کرد تا با فشار آوردن بر شاه برای انجام اصلاحات مورد نیاز، خلاف گفته‌های خروشچف را عملی سازد ولی به طور موقت توجه وی از ایران به سمت کوبا جلب شد. عده‌ای از تبعیدشدگان کوبایی با کمک سازمان سیا در 17 اوریل 1961 تلاش کردند تا به کوبا حمله نمایند، ولی این تهاجم در خلیج کوبا (طی عملیاتی موسوم به خلیج خوک‌ها) به علت ضعف برنامه‌ریزی و اجرا به شکستی تحقیر کننده برای آمریکایی‌ها انجامید.

    نقل از کتاب «روابط خارجی ایران از 1320 تا 1341»
    نویسنده: کریستین بلیک

  • ۰ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • چهارشنبه ۲۰ بهمن ۹۵

    ترامپیسم و جهانی شدن

    جوزف بایدن، معاون باراک اوباما، رئیس جمهوری پیشین ایالات متحده در مصاحبه ای با برنامه «ساعت اخبار» شبکه PBS در پاسخ به اینکه چه اظهارنظری درباره ی توییت های اخیر دونالد ترامپ‌، رئیس جمهوری منتخب آمریکا دارد، گفت: «دونالد بزرگ شو!» این سه کلمه در عین سادگی، می تواند حاوی معنا و مفهومی فراتر از شعارها و وعده های جنجالی دونالد ترامپ (ازجمله کشیدن دیوار در مرز مکزیک، انتقال سفارت از تلاویو به بیت المقدس، ایجاد محدودیت و یا مجازات برای تولیدکنندگان خارج از خاک ایالات متحده)، به همراه داشته باشد. آیا منظور جو بایدن از بیان این عبارت تنها دغدغه ای ذهنی و یا توصیه ای اخلاقی! بوده که رئیس جمهور کشوری چون ایالات متحده نمی تواند تا مدت ها به گفتن شعارهای انتخاباتی و کلی گویی مبادرت ورزد؟ یا اینکه در کُنه این عبارت، حقیقتی تلخ پیش روی دولت جدید آمریکا وجود دارد و آن رویارویی نه تنها با کشورها یا نهادهای بین المللیِ دیگر به طور انفرادی از یکسو؛ بلکه از سویی دیگر با جامعه بین المللی در کلیت آن است که رفته رفته می رود برای خود هویتی مستقل از یکایک دولت ها و سازمان های بین المللی پیدا کند.

  • ۰ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • سه شنبه ۱۲ بهمن ۹۵

    فروریختن ساختمان پلاسکو

    ساختمان پلاسکو توسط حبیب‌الله القانیان، رئیس انجمن کلیمیان تهران و مالک شرکت پلاسکو، بزرگترین کارخانجات صنایع پلاستیک‌سازی ایران، ساخته شد.
    پس از انقلاب ۵۷، این ساختمان به نفع بنیاد مستضعفان مصادره گردید. در آن زمان گفته‌هایی به نقل از واشنگتن‌پست از سوی آیت‌الله طالقانی در مخالفت با ساخته‌شدن بلندترین ساختمان تهران توسط یهودیان ایران ابراز شده بود.

    یادگار دوران نیمه‌تمام نوسازی دهه چهل ایران ظهر ۳۰دی ۱۳۹۵ به‌طور کامل فروریخت.

  • ۰ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • پنجشنبه ۳۰ دی ۹۵

    تیر خلاص

    -         مطمئنی نمیخوای مثل بقیه چشم‌بند ببندی؟

    -         آره، حرفشم نزن

    -         باشه، هرطور راحتی

    جوخه‌ی آتش به‌خط، آماده برای آتش ... گوش به فرمان من ... آتش

    افسرِ جوان بالای سرِ جنازه‌ی نیمه‌جانِ افتاده کنارِ دیوار، ایستاد، هنوز به‌زحمت نفس می‌کشید، کُلت کمری‌أش را درآورد، به چشمانِ بازش خیره شد، نوکِ لوله‌ی کُلت را به سمتِ پیشانی‌اَش نشانه گرفت، صدای تیرهای خلاص یکی پس از دیگری به گوش می‌رسید، لحظه‌ای مکث کرد، به چشمانِ بی‌رمقش خیره شد، دستِ لرزانش توانِ این کار را نداشت، پا چرخاند و رفت سمتِ میدان 24اسفند، خیابان شاهرضا، کوچه سعید، دبیرستان انوشیروان دادگر، کلاس سوم ب، میز دوم، آن طرفِ میز، کنارِ دیوار، حمید کتاب و دفترش را از زیر میز برمی‌داشت، گفت: «چرا دیر کردی مهران؟ ناظم الآن اومد گفت آقای حسنی نمیاد آروم وسایلتونو جمع کنید برید خونه» صدای همهمه‌ی بچه‌ها قاطیِ صدای به‌هم خوردنِ میزونیمکت‌ها آرام از درِ کلاس بیرون رفت و محو شد، قدم‌های ناظم که با خط‌کش چوبی‌اَش کنارِ در ایستاده بود تا مطمئن شود همه از کلاس بیرون رفته‌اند، دور و دورتر شد. حمید ماند و مهران، پوزخندِ بی‌رمقش را روانه‌ی نگاهِ نگرانِ مهران کرد: «بالأخره وقتش رسید؟» دستِ لرزان مهران را با دو دستش محکم گرفت، بلند کرد، انگشت شصتِ مرددش را روی ماشه چسباند، به چشمانِ خیسش خیره شد، مهران گفت: «لعنتی، چرا نذاشتی چشم بندتو ببندن؟»

    صدای خسته‌ی حمید از لای لب‌های خونین و خاک‌آلودش به‌زحمت به گوش می‌رسید: «مهران نریم خونه، خیلی زوده ...»

    و صدای آخرین تیرِ خلاص، سکوتِ کثیفِ معطل‌مانده‌ی فضا را شکافت.

    .

    .

    .

    «تیر خلاص»

    حسن علیزاده

    نوشته شده در دوم بهمن 94

    به یاد فرهاد مهراد و برای تمام آزادی‌خواهان

  • ۱ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵

    ماجرای تأسیس روزنامه کیهان

    درزمینه‌ی تقویت موضع سلطنت در میان ارباب مطبوعات، بی‌گمان مهم‌ترین تصمیم شاه تأسیس روزنامه‌ای بود که نظرات او و دربار را منعکس کند. مدت‌ها در پی شخصیتی بود که بتواند از پس این کار بربیاید و بالاخره هم استاد جوان و تحصیل‌کرده‌ای را سراغ کرد که از فرانسه دکترا گرفته بود، در دانشکده حقوق دانشگاه تهران آغاز به کارکرده بود. مصطفی مصباح زاده نام داشت و پس از مدتی هم او روزنامه کیهان را تأسیس کرد. محمدرضا شاه چکی به مبلغ 200 هزار تومان از حساب شخصی خود برای کار تأسیس کیهان پرداخت. عبدالرحمن فرامرزی که یکی از پرتجربه‌ترین و خوش‌قلم ترین روزنامه‌نگاران آن زمان ایران بود به سردبیری کیهان منصوب شد و هم او بود که بیشتر سرمقاله‌های مهم و تاریخی روزنامه را نوشته بود.

    چند هفته پس از پرداخت چک 200 هزارتومانی شاه شماری از سهام شرکت تازه تأسیس کیهان را درازای این پول دریافت کرد. وی این سهام را نزد خود نگه نداشت بلکه یکجا همه را به دوست و دستیارش حسین فردوست هدیه کرد. به گفته فردوست او هم هرگز در جهت فروش و نقد کردن این سهام برنیامد و تا پایان سلطنت شاه این سهام را در انبار منزل مسکونی‌اش خاک می‌خورد.
    ...
    برگرفته از کتاب «نگاهی به شاه» نوشته‌ی عباس میلانی صفحه 110

  • ۰ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵

    فؤاد روحانی، نخستین دبیر کل اوپک

    «فؤاد روحانی، نخستین دبیر کل اوپک، تمام شاهکارهای موتزارت و ظرایف زندگی‌اش را می‌دانست»

    ...

    سال‌های آغازین دهه شصت میلادی (چهل خورشیدی) برای شاه بسیار مهم بود. در سپتامبر 1960 بود که برای نخستین بار برخی از کشورهای تولیدکننده نفت به‌ویژه ایران، عراق، کویت، عربستان سعدی و ونزوئلا، بر آن شدند که کارتلی برای تنظیم تولید نفت در جهان پدیدآورند و چنین بود که «اوپک» پدید آمد. تجربه ناموفق شاه در امضای قراردادی با انریکو ماتئی، تاجر نفت ایتالیایی که بلافاصله پس از امضای قرارداد با ایران به شکلی که به گمان شاه مشکوک بود درگذشت برای شاه تلخ و حتی تکان‌دهنده بود. شاه به‌صراحت می‌گفت: «من هرگز نپذیرفتم که مرگ ماتئی تصادفی بیش نبود.» می‌گفت ماتئی درواقع نخستین قربانی تلاش شاه برای اعمال قدرت در برابر شرکت‌های نفتی بود. ماتئی پذیرفته بود که 75 درصد از سود شرکت خود در ایران را به ایران بدهد. مرگ وی قرارداد را هم به تعلیق درآورد. به‌علاوه مسئله‌ی نفت در ذهن شاه، همواره با یاد مصدق عجین بود. انگار در سال‌های بعد از 28 مرداد یکی از اهداف سیاسی اصلی شاه این بود که بتواند ادعا کند برای ملی کردن نفت ایران گامی از مصدق هم بیشتر گذاشته است. تأسیس اوپک به شاه این امید را می‌داد که بتواند با کمک قدرت متشکل کارتل، دستاوردهایی درزمینهٔ نفت به دست آورد و چنین هم شد؛ ولی با در نظر گرفتن تجربه ماتئی، شاه در آغاز گمان نمی‌کرد که غرب و شرکت‌های نفتی هرگز اجازه خواهند داد که اوپک پا بگیرد و به قدرتی جدی بدل شود. به همین خاطر هم در آغاز تأسیس اوپک را با احتیاط و حتی تردید می‌نگریست.

  • ۰ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵

    مرگ آیت الله

    نگاهی به آسمان غبارآلود پشت پنجره انداخت، دماوند به‌مانند روزهای پیش پیدا نبود. از جایش برخاست و دفتر کهنه‌ی خاطراتش را روی میز گذاشت، دستی بر روی جلد خاک گرفته‌اش کشید، آن را از آخر باز کرد، صفحه‌ای سپید مقابلش بود، همه‌چیز همان‌طور بود که می‌خواست.

    مداد را روی کاغذ گذاشت و از دنیا رفت.

    ...

    «مرگ آیت‌ا...»

    حسن علیزاده، نوشته شده در 19 دی ماه 1395

  • ۰ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵