شیــــل

نگاهی به دنیای سیاست، فرهنگ و ادبیات

۵ مطلب با موضوع «فرهنگ» ثبت شده است

میعاد در سپیده‌دم


دوستی بهم می‌گفت: «بیشتر کتاب‌هایی که خریده می‌شن تا مدت‌ها در قفسه‌ی کتابخونه‌ها جا خوش می‌کنن تا اینکه دستی برسه و برشون داره واسه خوندنچندی پیش کتابخانه‌ام را می‌خواستم تروتمیز کنم که متوجه کتابی شدم به قلم رومن گاری. تازه یادم افتاد که چند سال پیش نقدی از این کتاب خوانده و خوشم آمده بود، بنابراین خریده بودمش، ولی تا مدت‌ها حتی یادی ازش نکرده بودم. معمولاً زندگی‌نامه‌ها موضوعاتی لذت‌بخش برای خواندن‌ هستند ولی چیزی که این کتاب را جذاب‌تر از سایر کتاب‌های زندگی‌نامه‌ای می‌کند حس رهایی خاصی است که در بندبند کتاب به خواننده منتقل می‌شود. رومن گاری به هیچ عنوان در بند این نبوده که ترتیب زمانی زندگی خودش را برای نوشتن رعایت کند. درواقع وقتی تا حدود یک سوم کتاب را می‌خوانید، متوجه می‌شوید که زندگی‌نامه رومن گاری از مجموعه‌ای داستان کوتاه تشکیل شده که آغازی دارد و پایانی؛ البته گاه این آغاز به بخش یا بخش‌های پیش از خود هم ناخنکی می‌زند؛ ولی همچنان ماهیت مستقل خودش را حفظ می‌کند.

  • ۱ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • چهارشنبه ۲۸ آذر ۹۷

    عشق و سیاست

    هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتنِ خود برنخاست

    که من به زندگی نشستم! (شاملو)

    ...

    داستان‌های بسیاری به زبان فارسی و دیگر زبان‌ها به موضوع عشق در پس‌زمینه‌ای از وقایع اجتماعی و سیاسی پرداخته‌اند، از آنا کارنینای تولستوی گرفته تا تهران مخوف مشفق کاظمی و یا بربادرفته مارگارت میچل. در تمامی این داستان‌ها با پی‌رنگی از روابط درونی انسان‌ها با محوریت یک زن و یک مرد در مواجهه با حوادث آن برهه‌ی خاص از جامعه روبه‌روییم. برای نقد این نوع داستان‌ها با توجه به نوع نگاه منتقد، بخشی از روایت داستانی پررنگ‌تر می‌شود، ازجمله بُعد سیاسی و جامعه‌شناسانه قضیه، بُعد عاشقانه و یا کشاکش این دو؛ بااین‌حال آنچه کتابِ دکتر نون، زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد از دیگر داستان‌های این رده متمایز می‌کند، فن روایتی خاصی است که شهرام رحیمیان هوشیارانه برای روایت خود برگزیده است.

  • ۰ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • چهارشنبه ۱۶ آبان ۹۷

    معرفی و نقد کتاب: حرمسرای قذافی

    چندی پیش کتاب «حرمسرای قذافی» را خواندم؛ این کتاب نوشته‌ی خانم آنیک کوژان روزنامه‌نگار مجله لوموند فرانسه است که طی سال‌های پس از انقلاب در لیبی (بهار عربی بخوانیدش یا بیداری اسلامی چندان فرقی نمی‌کند) به آن کشور سفر کرده و در ملاقات‌های بی‌شمارش با واقعیتی تلخ و به‌واقع کمتر باورپذیر از روابط و نوع کنش رهبر این کشور «معمر قذافی» با مردم کشورش روبه‌رو می‌شود. کتاب از دو بخش تشکیل‌شده که بخش نخست با محوریت سرگذشت ثریاست؛ یکی از دخترانی که از سن نوجوانی بی‌رحمانه مورد خشونت و سوءاستفاده جنسی و روحی معمر قذافی قرارگرفته و طی چندین سال پس‌ازآن همواره هویت خود را در کشاکش این تجاوز تعریف کرده است. شاید بتوان گفت سه شخصیت اصلی این کتاب ثریا، قذافی و مبروکه باشند. مبروکه یکی از زیردستان قذافی و به عبارتی رئیس واحد تشریفات وی بوده که گویا وظیفه‌ی اصلی‌اش فراهم آوردن دختران و زنان (بهتر است بگوییم شکار طعمه) مدنظر رهبر خویش (قائد اعظم) به جهت سوءاستفاده‌های جنسی و همین‌طور بهره‌برداری در مواردی چون سیاسی یا اجتماعی بوده است. در بخش دوم کتاب از دیگر قربانی‌های قائد اعظم می‌خوانیم، و سرنوشت ثریا در کنار دیگر قربانیان با نام‌هایی چون خدیجه و لیلا قرار می‌گیرد.

  • ۳ پسنديدم
  • ۱ نظر
    • حسن علیزاده
    • پنجشنبه ۱۱ مرداد ۹۷

    موشک دهلاویه یا اُسکار اصغر فرهادی

    موشک دهلاویه یا اُسکار اصغر فرهادی؟

    مسأله این است ...

    بی صبرانه خبر ساعت سیزده شبکه خبر را در انتظار سخنی از مراسم اسکار و برنده شدن فیلم ایرانی به کارگردانی اصغر فرهادی دنبال می کنم، با خود می اندیشم هنر در کجای اولویت های صداوسیمایی که از بدِ حادثه نام ملی را نیز با خود یدک می کشد؛ قرار دارد. خبرهایی درباره ی افتتاح طرح جدید اسکناس هزار تومانی، چند پروژه ی تحقیقاتی دست چندم از برخی پژوهشگران برای تولید سموم و آفات گیاهی، پرتاب موشک ضد زره دهلاویه و اصابت موفقیت آمیز آن به هدف از پیش تعیین شده، صحبت های ریاست محترم قوه قضائیه در جمعی از مدیران این قوه درباب لزوم پرهیز از بداخلاقی های پیش از انتخابات و نیز بایستگیِ شناخت دشمن در تمامی عرصه ها، و بالأخره خبری کوتاه به همراه گزارشی گزینش شده (شما بخوانید سانسور شده!) از اسکار فیلم فروشنده به کارگردانی اصغر فرهادی!

    در حالی که میلیون ها ایرانی از دریافت دومین اُسکار نه تنها برای شخص اصغر فرهادی بلکه برای فیلمی ایرانی در مهم ترین رویداد سینمایی جهان شادمان اند، صداوسیما کمترین توجه و بازتاب را نسبت به این واقعه از خود نشان داده است. خبر ساعت سیزده ظهر از شبکه خبر را که شاید بتوان مهم ترین خبر مشروح نیمروزی این شبکه نامید، تنها به ذکر چند جمله از مراسم اسکار بسنده کرده و آن هم با ادبیات غالب در بزرگنمایی سیاست های ضد مهاجرتی دونالد ترامپ. این در حالی است که در دیگر برنامه های تولیدی این رسانه که همواره از کمی بودجه نیز نالان است؛ نه همراهی با فرهنگ و هنر جامعه و بالاخص سینما بلکه نوعی رویارویی و جبهه گیری را شاهدیم. مثال بارز این مواجهه را می توان در برنامه نقد سینمایی هفت به مجری گری بهروز افخمی و کارشناسی مسعود فراستی دید.

  • ۰ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • حسن علیزاده
    • دوشنبه ۹ اسفند ۹۵

    ماجرای تأسیس روزنامه کیهان

    درزمینه‌ی تقویت موضع سلطنت در میان ارباب مطبوعات، بی‌گمان مهم‌ترین تصمیم شاه تأسیس روزنامه‌ای بود که نظرات او و دربار را منعکس کند. مدت‌ها در پی شخصیتی بود که بتواند از پس این کار بربیاید و بالاخره هم استاد جوان و تحصیل‌کرده‌ای را سراغ کرد که از فرانسه دکترا گرفته بود، در دانشکده حقوق دانشگاه تهران آغاز به کارکرده بود. مصطفی مصباح زاده نام داشت و پس از مدتی هم او روزنامه کیهان را تأسیس کرد. محمدرضا شاه چکی به مبلغ 200 هزار تومان از حساب شخصی خود برای کار تأسیس کیهان پرداخت. عبدالرحمن فرامرزی که یکی از پرتجربه‌ترین و خوش‌قلم ترین روزنامه‌نگاران آن زمان ایران بود به سردبیری کیهان منصوب شد و هم او بود که بیشتر سرمقاله‌های مهم و تاریخی روزنامه را نوشته بود.

    چند هفته پس از پرداخت چک 200 هزارتومانی شاه شماری از سهام شرکت تازه تأسیس کیهان را درازای این پول دریافت کرد. وی این سهام را نزد خود نگه نداشت بلکه یکجا همه را به دوست و دستیارش حسین فردوست هدیه کرد. به گفته فردوست او هم هرگز در جهت فروش و نقد کردن این سهام برنیامد و تا پایان سلطنت شاه این سهام را در انبار منزل مسکونی‌اش خاک می‌خورد.
    ...
    برگرفته از کتاب «نگاهی به شاه» نوشته‌ی عباس میلانی صفحه 110

  • ۰ پسنديدم
  • ۰ نظر
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵