نگاهی به آسمان غبارآلود پشت پنجره انداخت، دماوند به‌مانند روزهای پیش پیدا نبود. از جایش برخاست و دفتر کهنه‌ی خاطراتش را روی میز گذاشت، دستی بر روی جلد خاک گرفته‌اش کشید، آن را از آخر باز کرد، صفحه‌ای سپید مقابلش بود، همه‌چیز همان‌طور بود که می‌خواست.

مداد را روی کاغذ گذاشت و از دنیا رفت.

...

«مرگ آیت‌ا...»

حسن علیزاده، نوشته شده در 19 دی ماه 1395