موشک دهلاویه یا اُسکار اصغر فرهادی؟

مسأله این است ...

بی صبرانه خبر ساعت سیزده شبکه خبر را در انتظار سخنی از مراسم اسکار و برنده شدن فیلم ایرانی به کارگردانی اصغر فرهادی دنبال می کنم، با خود می اندیشم هنر در کجای اولویت های صداوسیمایی که از بدِ حادثه نام ملی را نیز با خود یدک می کشد؛ قرار دارد. خبرهایی درباره ی افتتاح طرح جدید اسکناس هزار تومانی، چند پروژه ی تحقیقاتی دست چندم از برخی پژوهشگران برای تولید سموم و آفات گیاهی، پرتاب موشک ضد زره دهلاویه و اصابت موفقیت آمیز آن به هدف از پیش تعیین شده، صحبت های ریاست محترم قوه قضائیه در جمعی از مدیران این قوه درباب لزوم پرهیز از بداخلاقی های پیش از انتخابات و نیز بایستگیِ شناخت دشمن در تمامی عرصه ها، و بالأخره خبری کوتاه به همراه گزارشی گزینش شده (شما بخوانید سانسور شده!) از اسکار فیلم فروشنده به کارگردانی اصغر فرهادی!

در حالی که میلیون ها ایرانی از دریافت دومین اُسکار نه تنها برای شخص اصغر فرهادی بلکه برای فیلمی ایرانی در مهم ترین رویداد سینمایی جهان شادمان اند، صداوسیما کمترین توجه و بازتاب را نسبت به این واقعه از خود نشان داده است. خبر ساعت سیزده ظهر از شبکه خبر را که شاید بتوان مهم ترین خبر مشروح نیمروزی این شبکه نامید، تنها به ذکر چند جمله از مراسم اسکار بسنده کرده و آن هم با ادبیات غالب در بزرگنمایی سیاست های ضد مهاجرتی دونالد ترامپ. این در حالی است که در دیگر برنامه های تولیدی این رسانه که همواره از کمی بودجه نیز نالان است؛ نه همراهی با فرهنگ و هنر جامعه و بالاخص سینما بلکه نوعی رویارویی و جبهه گیری را شاهدیم. مثال بارز این مواجهه را می توان در برنامه نقد سینمایی هفت به مجری گری بهروز افخمی و کارشناسی مسعود فراستی دید.

هنوز دیرزمانی از اختتامیه جشنواره فیلم فجر و بدوبیراه های به جا مانده! از مسعود فراستی برای کارگردانان و یا صحبت های به دور از منطق بهروز افخمی در بابِ پرهیز از زندگی در غرب و ترس ایرانیان از یک گروه مضمحل شده تروریستی به نام مجاهدین خلق (منافقین)، نگذشته است. هنگامی که رویکرد برنامه ویژه ی نقد سینمایی آن هم از شبکه ای که به نام شبکه جوان شناسانده می شود؛ نسبت به مهم ترین واقعه سینمایی کشور، نه همراهی بلکه رویارویی است، چه انتظاری می توان از دیگر بخش ها و به ویژه بخش های خبری داشت!!! اصغر فرهادی در نامه ای که از سوی انوشه انصاری (نخستین بانوی ایرانی فضانورد) خوانده شد، از سیاست ضدمهاجرتی ترامپ گلایه کرد، ولی نیک بنگریم از نوع ادبیات ترامپ را در رسانه ملی! خودمان و از مجری برنامه هفت نیز کم و بیش شنیده ایم. زمانی که افخمیِ مجری، داوری در جشنواره فیلم فجر را به امری کاملا شخصی درباب انتخاب محل زندگی افراد گره می زند، شاید روی دیگر و کمی البته کمرنگ تر از ادبیات جاهلی دونالد ترامپ را شاهدیم. نوشتم افخمیِ مجری، زیرا در این سال ها، از دهه شصت گرفته تا کنون، با افخمی های متعددی روبه رو بوده ایم، افخمی سازنده (بخوانید دنبال کننده ناصر تقوایی) برای سریال درخورِ «کوچک جنگلی»، افخمیِ سازنده عروس و شوکران، افخمیِ نماینده تهران از حزب مشارکت در مجلس جنجالی ششم و آن سخنرانی معروفش در انتقاد به رویکرد افراطی روزنامه کیهان و یا بیان اینکه: «پسرک 10 ساله ام این روز‎ها موی دماغم شده که به آمریکا برویم. من در برابر درخواست‎ های مکرر او سکوت می کنم تا آنکه بالاخره چند روز پیش طاقتم طاق شد و پرسیدم چرا می خواهی به آمریکا برویم؟ گفت: برای اینکه اصل همه چیز آنجاست!!!» و یا این جمله: «گروه‎ های فشار در 10 سال گذشته همیشه بیش از دولت برای حیات و حرکت هنرمندان، روشنفکران و اهل فرهنگ تعیین تکلیف کرده اند و از جمله در آن روز‎ها، استعفای مهاجرانی را سبب شدند» و نیز با لحنی طنزآلود: «مقابله با تهاجم فرهنگی روز به روز پیشرفت ‎های قاطعی داشته و حتی با دخالت بعضی از محافل افراطی تر با حذف فیزیکی هنرمندان و روشنفکران مخالف به مراحل جدیدی ارتقا یافته»، افخمیِ سازنده سریال فرزند صبح (با بودجه کلان که دیده نشد)، افخمیِ یک سال و خرده ای ساکن در کانادا و ساخت چند فیلم بازهم دیده نشده مانند روباه و «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران»؛ و درنهایت افخمیِ مجری برنامه هفت و در مقام دفاع از مسعود فراستی به خاطر حضور در کمیسیون فرهنگی مجلس در جهت نظارت بر اکران فیلم گشت ارشاد 2! و چه زیبا مولانای جانمان فرمود:

«تا در طلب گوهر کانی کانی

تا در هوس لقمه ی نانی نانی

این نکته ی رمز اگر بدانی دانی

هر چیزی که در جستن آنی آنی»

مُراد نقد شخص افخمی نیست، چه افخمی غیر این بود می بایست در تریبونی که نصیبش شده تردید می داشت، قصدمان تنها نشان دادن مشتی است نمونه خروار، آن هم از رسانه به اصطلاح ملی که این سال ها بیش و پیش از ملی، نام و نشان «میلی» از آن به مشام می رسد!

حضرت علی (ع) به یکی از یاران فرموده بود که بسم ا... الرحمن الرحیم را نیکو بنویس که از نیکو نوشتنش آمرزیده خواهی شد، افسوس از صدا و سیمایی که در نوشتن «ب» این بسم ا.. هم مانده، نیکو نوشتنش پیشکش! شاید بر حال تلویزیونی که پربیننده ترین سریال هایش هنوز همان سریال های دهه شصت و هفتادش است که هم اکنون از آی فیلم پخش می شود، تلویزیونی که سینما را نهادی غربی و در مقابل خود می شناسد و برای کم فروش بودنش در سال آتی شرط بندی می کند، تلویزیونی که مهم ترین مراسم سینمایی و بلکه هنری ملی سال را با دو ساعت تأخیر و حذف تصاویر نزدیک از زنان پخش می کند، تلویزیونی که اخبار هنری در آن را باید با ذره بین جستجو کرد!، و بالأخره تلویزیونی که در پیشگاهش فرهنگِ نقطه زنی موشک ها بیش از فرهنگ رواداری و هنرپروری اهمیت دارد، باید گریست.

در این جدال نابرابر مابین موشک و سینما، دل خوشیم به سخنان «نماینده مردم» ایران، اصغر فرهادی در مهم ترین رویداد سینمایی جهان، ایراد شده از سوی بانوی فضانورد ایرانی که بیان داشت:

«تقسیم بندی جهان به ما و دشمنان ما توسط سیاستمداران افراطی، باعث ترس می شود، ترسی که توجیهست دروغین برای خشونت ها و جنگ ها. جنگ هایی که مانع بزرگی بوده اند برای رسیدن به دموکراسی و رعایت حقوق بشر در کشورهایی که مورد تهاجم واقع شده اند.

سینماگران می توانند با چرخش دوربین هایشان به مشترکات انسانی، کلیشه هایی که از ملیت ها و ادیان مختلف ساخته شده است را بشکنند و زمینه‌ همدردی و به دنبال آن همبستگی مردمان جهان را فراهم کنند. همدردی چیزیست که ما امروز بیشتر از هر زمان به آن نیازمندیم.»

 ...